تبلیغات
Ψبه دنبال شادی(خانوم نیستا!) و فراتر از آن!!! Ψ
Ψبه دنبال شادی(خانوم نیستا!) و فراتر از آن!!! Ψ
به یاد روزهای عمامه ای!!!

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

مارا ببر به کافه، کبیر جان، کبیر جان!!!!

با سلام خدمت دوستان و تمام کودکانی که مارا در این وبلاگ همراهی میکنن!!!

دوستان عزیز روز موعود رسید....پس از وبلاگ بزرگ عمامه اینبار با وبلاگ کافه جوان میهمان خانه های شما هستیم!!!

دوستان لینک این کافرو تو لینکستان گذاشتم که برید هد بزنید!!

فقط بگم هنوز تو کارای اجراییشه و تا دو3 روزی طول میکشه که بنده شروع کنم به کار!!

پس به دلتون شامپو نزنید که دلتون میسوزه....احیانا شامپو بچه دارید، اونو استفاده کنید!!

عکس: تفاوت کنکور دادن دخترها و پسرها

پـَـَـ نــه پـَـَــ 2

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه.

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه داری تعمیرش میکنی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ دارم با مخزن روغن درددل می کنم.

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم، بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام.

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم.

سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟
 پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم چه خبره اینجا شلوغه!

دیشب رفتیم استخر طرف میپرسه: میخواین شنا کنین؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ می خوایم از امکانات رفاهیتون بازدید کنیم.

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده می شی؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

به شوهرم میگم موجودی حسابت چقدره؟ میگه: پول میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ می خوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی می فروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم.

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام.

ساعت ١١ اومدم خونه همسرم میگه الان اومدی؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میکنه.

گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آید…
پـَـَـ نــه پـَـَـ می خوای یه عمر غم تو رو داشته باشم؟!

تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!

با دوستم رفتیم خرید.برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام،اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!

میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟ میگه برا دندونات؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم.

مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم زنم میگه میخوای بکشیش؟
 پـَـَـ نــه پـَـَـ میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

سوسک اومده تو اتاق دمپایی رودادم همسرم...میگه بزنمش؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش کنه تندتر بدوه !!

رفتم داروخونه…میگم باند دارین؟میگه واسه زخم؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده…بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.

میگم لباسا رو انداختی تو وان بشوری؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ میخوام سوراخاش پیدا شه پنچریشونو بگیرم.

رفتم داروخونه به یارو میگم شامپو ویتامینه میخوام! طرف با یه قیافه حق به جانب که مثلا خیلی حالیش میشه و من چیزی حالیم نیست ، به یه حالتی غمزه مانند میگه شامپو واسه موهات دیگه؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ شامپو ویتامینه واسه فرش میخوام که گل هاش سریع رشد کنن.

پلیس ماشینو خوابونده .رفتم خلافی و جریمه دادم،کاراشو کردم،بعد رفتم پارکینگ تحویلش بگیرم.مسوولش میپرسه: اومدی ماشینو ببری؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ اومدم ملاقاتش! براش ۲ نخ سیگار آوردم تنهایی بش بد نگذره!

ته صف نونوایی وایسادم. یارو میاد میگه شما هم تو صفی!؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ نقش زنبیلو بازی می کنم منتظرم صاحابم بیاد.

تو حیاط آتیش روشن کردم. داداشم میگه میخوای کباب بزنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ دارم با سرخپوستای ونزویلا تبادل اطلاعات سیاسی می کنم.

سر سهروردی وایسادم . میگم راه آهن .. تاکسیه اومده میگه مطمنی میبرنت؟
پـَـَـ نــه پـَـَـ اومدم منتظر تو بمونم بهت بگم راه آهن تو بگی نه … بعد باهم بخندیم ، سرانه خنده مملکتو بالا ببریم.

به یارو میگم شارژر سوزنی نوکیا داری؟ میگه میخوای  گوشیتو شارژ کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام شلوارمو وصله کنم.

گفتگوی تلفنی خنده دار دختر و پسرها

تلفن زنگ می خورد :
 
گفتگوی دو دختر پای تلفن:
سلام عشقم، قربونت برم. چطوری عسل؟ فدات شم... می بینمت خوشگم... بوس بوس  گفتگوی تلفنی  خنده دار دختر و پسرها

گفتگوی دو پسر پای تلفن:
بنال... بوزینه مگه نگفتی ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر  گفتگوی تلفنی  خنده دار دختر و پسرها
 

بعد از قطع کردن تلفن :

دخترها:
واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد  گفتگوی تلفنی  خنده دار دختر و پسرها

پسرها:
بابا عجب بچه باحالیه این حمید خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه گفتگوی تلفنی  خنده دار دختر و پسرها

کسب درامد در اینترنت!!!

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

خوردن گوشت جن حلال است اما مراقب باشید کدام قسمت رو میخورید!!!

 

محمد الزغبی، یکی از مفتیان وهابی کشور مصر در فتوایی جدید خوردن گوشت جن را حلال اعلام کرده است. این مفتی وهابی گفته: «دلیل بنده برای حلال دانستن خوردن گوشت جن این است که اجنه در شکل شتر و چارپایان ظاهر می‌شوند. بر همین اساس نماز خواندن در جایی که شتر وجود دارد نیز جایز نیست زیرا محل تجمع عفریت‌هاست. خوردن گوشت شتر جن‌زده نیز جایز است، زیرا به صورت همیشگی درون بدن انسان یا حیوانات نمی‌ماند

خواندن خبر مربوطه چند سؤال و مسئله را در ذهنم ایجاد کرد که بدین وسیله به اطلاع عموم مفتیان وهابی و... به جهت پاسخگویی معروض می‌دارم.

1-آیا اگر جایی که شتر باشد در واقع محل تجمع عفریتان می‌شود، بهتر نیست جلویشان نماز بخوانیم تا بلکه به راه راست هدایت شوند؟

2-اگر جنی عوض شتر، به مرغ وارد شود و مرغ مربوطه تخم کند، تکلیف «تخم جن» به دست آمده چیست. آیا نیمرو کردنش کراهت دارد؟ اگر مقلدان‌تان به نیمروی تخم‌جن، رب گوجه فرنگی اضافه کنند چه حکمی خواهد داشت؟

3-اگر جنی را که در شتر وارد شده، پیروان‌تان بخورند، جن مأکول از چه راهی دفع می‌شود؟ آیا مصرف مسهل ضروری است؟

4-فرض می‌کنیم جنی وارد شتر شده باشد. پیروان شما که شتر را یکجا قورت نمی‌دهند. بخشی از گوشت شتر را ممکن است بخورند. در این صورت کدام عضو جن را خورده‌اند؟ آیا ران شتر جن‌زده دقیقاً حاوی ران جن مذکور است؟ یا ممکن است یک جای دیگر جن در آن باشد؟

۵- اگر از قضای روزگار شتر جن‌زده، شتر نجاستخوار هم باشد چه حکمی دارد؟

خاطرات یک پزشک (تــــــــــــه خنده)!!

 

ادامه مطلب

چگونه مردان را به گوش دادن وادار کنیم؟!!

کتاب چگونه مردان را به گوش دادن وادار کنیم

قابل توجه خانمها

اگر می خواهید به قلب یک مرد دست یابید

ابتدا باید به مغز او دست یابید

آیا می دانید چگونه و در چه زمانی اینکار را انجام دهید؟

آیا می دانید چه وقت و چه زمانی سر صحبت را با مردان باز کنید؟

آیا می خواهید همسرتان احساساتش را برای شما به زبان بیاورد؟

آیا تمایل دارید نیازهای عاطقی شما توسط همسرتان بر آورده شود؟

ادامه مطلب

اصالت ذاتی بهتر است یا تربیت خانوادگی؟!!

 
اصالت ذاتی بهتر است یا تربیت خانوادگی؟

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه "شیخ بهائی" رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید :
در برخورد با افراد اجتماع " اصالت ذاتیِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان" ؟
شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من "اصالت" ارجح است .
و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که "تربیت" مهم تر است !
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .
فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ و برقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند!
درهنگام شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم "تربیت " از "اصالت " مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت "تربیت" است
شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز!!! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست وتمرین زیاد انجام می شود
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .
لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .
او وقتی از کاخ برگشت بی درنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد.
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان .
شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد
در آن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب ............
و این بار شیخ دستی برپشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه "تربیت" هم بسیار مهم است ولی"اصالت" مهم تر!
یادت باشد با "تربیت" می توان گربه اهلی را رام و آرام كرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.

نامه خانمها به همسر آیندشون !!

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
 

درباره من

درباره من؟؟!!
واقعا سوال خوبیه!!!
به نظر شما کی چقد میتونه خودشو بشناسه؟؟!!!
من که از بچگی که به دنیا اومدم کبیر بودم و هستم !!!
دوستانی که تازه اینجا اومدن و منو از وبلاگ عمامه(خدایش بیامرزد) نمیشناسن خوش اومدن و امیدوارم خوش بگذره!!
راستی اینجا هم مثل عمامه سعی میکنم به نظراتتون جواب بدم....پس میتونید جواب نظراتتونو بیایدو بخونید....!! نیومدیدم نیومدید....من خودم میخونم و میگریم!!!
برویوید و ادامه بدهیدید!!!
مدیر وبلاگ : منصور کبیر

آخرین پست ها